آقا رفتیم سرکلاس استادی متفاوت دیدیم!
ریش گذاشته بود برخلاف همیشه،یه پلیور مشکی،شلوار کتون مشکی،نیم بوت مشکی،زیرپلیورم یه لباس آبی یقه دار
خلاصه ملت هی میخواستن نگاه نکنن نمیشد!خدا این چشمای پاکو از ما نگیره!
زنگ اول که ما ریاضیا بودیم عین خر درس میخوندیم،مجانب بود بحثمون،سنگین بود منم نشسته بودم دقیقا کنارش هی چرتو پرت میگفتم!بحث سنگین بود خو!
بعد اومدم بیرون برااستراحت،نیم مین نکشید استاد گفت برید تو انتراک تمومه!
من:وا!استاد:والا!من:استاد تازه اومدیم بیرونا استاد:اشتباه کردنیا!باید همون تو میموندید اصن!بعد وایستادم مثلا به شرط ادب که اون بره تو،برگشته میگه خوب امروز جلو نشستی چرتو پرت میگیا!من:عه استاد همه شو که غلط نگفتم!خودتون گفتید ذهن خوبی داری آفرین!استاد:نه بابا در حددودوتا چهارتا گفتی اونو گفتم بچه ها فک کنن شاخی!
عوضی!
رفتیم تو،کلاس مشترک تجربیا:
*استاد به یکی:مشکل چیه؟اون:اکسیژن کمه.استاد:توکه انقد گلی خب دی اکسید کربن مصرف کن!من به بغل دستیم:خو گل کودم مصرف میکنه!با اینکه یواش در گوشش گفتم استاد شنید خنده ش گرف!
*استاد:خانوم میری کنترل رو بیاری؟خانومه رفت،استاد:خب تا اون نیومده چندتا نکته تاپ بگم!!!!
*یکی از بچه ها اول کلاس گفت استاد نور نیستو فلان .ما نمیبینیم.در حقیقت مشکلی از جمع رو مطرح کرد.در حقیقت تر ملت انداختنش جلو خودشون خفه شدن!استاد پاشد رفت نشست سرجاش گفت دید داره!تا ته کلاس هی میگفت خانوم شما دید داری الان؟!خلاصه انقد گفت آخرش ازین E های چشم پزشکی هی میذاشت میگفت خانوم میبینی؟!؟!؟!؟!خلاصه ما ترکیده بودیم!میگه یه توصیه!فک کن تو صف نونوایی یه گولاخ میاد بدون صف وامیسته،همه اعتراض میکنن تو میفتی جلو بری بزنیش!لهت میکنه،بعد پامشی میگی البته من خودم خیلی اعتراض داشتم!!فک کن یه عده نشستن نارگیل میخوان،یکی رو میفرستن بره از بالا درخت نارگیل بندازه پایین!(میمون!)بعد اون طرف برا اینکه ضایه نشه میگه من خودم نارگیل پرتیدن دوست داشتم!!خلاصه نسترن له شد قشنگ!
*میگه من هروقت میرم برا گواهینامه ،اون تخته سنجش بینایی رو حفظ میکنم!چشمام ضعیفه ولی نیمخوام عینک بزنم!پدرخانومم هروقت میره دکتر با اینکه عینکیه میگه دگتر اگر میخوای بنویسی با عینک برم پیش یه دکتردیگه!جالب اینکه همیشه ام کارش راه میفته!
*استاد:گواهی نامه داشتن جذابه؟!ما:بله!استاد:کار معمولی ایه،همه دارن.یه جور درس بخون این کارای معمولی رو بدی بقیه انجام بدن..رانندگی رو همه میتونن،ولی درمان بیمار رونه.ساخت یه بنا رو نه..
یکی:خو چرا درس بخونیم شوهر پولدار میکنیم!
استاد:دوره اون حرفا گذشته خانوم شوهرپولدار الان دنبال دخترپولداره!اونی که با اسب سفید میاد یه نفرو بغل میزنه میذاره رو اسب میره،شک نکن جلوتر میخواد دوتا دیگه رم سوار کنه!!!
کیمیا:خب استاد قبل اینکه سوار کنه ازاسب پرتش میکنیم پایین!
استاد:|
برچسب:
نویسنده: حامد زارعی