خرید بک لینک
عمه کوچیکم با پسر و شوهرش امروز بعد از نزدیک 8 سال اومدن خونه مون

از ساعت 7ونیم شروعیدم به درسیدن.اصلا نمیدونم چندساعت خوندم.

با کاکائو و کاپوچینو و آب میوه پرتقال خونی و شیرینی خامه ای عیشم تکمیل بود که ...

فهمیدم دخترعمه م داره از همسرش طلاق میگیره..بادوتا بچه..

خواهر مجید و فاطمه..

پسر بزرگش ارسلان 5سالشه،عمه میگفت داد میزنه میگه ای کاش من برم زیر خاک اصلا..همه به من میگن تو پدرمادر نداری..

بچه 5ساله زوده اینارو بفهمه..میگه میترسه از روزی کهبیان جهاز مادرشو ببرن..نمیذاره کسی به چیزی دست بزنه..پسر کوچیکشم آرشام یک سالشه..اونم زوده برا تجربه ی درد..

ای خدا..

برچسب: شادی و غم,شادی و غمی که,شادی و غم در, نویسنده: حامد زارعی تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 4:55

صفحه بندی