
یه بیسکوییت بهش تعارفیدم! داش یه چیزی رو تخته مینوش گف یه لحظه صبر کن اینو بنویسم میام برمیدارم! من:| نوشت تموم شد دستاشو با دستمال مرطوب پاکید اومد برداش،بعد 4 تا ماژیک دستش بود! بیسکوئیتو گرفت لای دوتاانگشتش گف این دستمال خشکمو جا گذاشتم! گفتم من دارم!بهش تعارف کردم برداش خشک کرد(میدونید که با دستمال مرطوب دستتو پاک میکنی یه چیزی میخوری حال به هم زن میشه!) بعد یه بیسکوئیتو 5 دقیقه طول داد!!!گف من کلا آروم میخورم! گفتم منم بچگیم انقدر یواش میخوردم که سرسفره خوابم میبرد!یه عکسم دارمکه خوابم قاشق دستمه دهنم وازه!3 سالگی! گف نشونم بده بعدا!گفتم باش! ولی یه کا...
ادامه مطلب
وقتی میگه بیا میرم! ولی چرا اذیتش نکنم؟!؟ ینی میشه هیچکس از دوستام نباشه؟! بار اوله که آرزو میکنم تنها باشم! دلیلش دوست داشتن نیست ! شیطنت بچه گانه ایه که دوست دارم سر برسه! 18 روز دیگه! پوف خیلی مونده ها! لامصب!...
ادامه مطلب