شال و شلوار مشکی
مانتو سفید مشکی
گیره شال مشکی
ساعت سفید مشکی
کفش مشکی و جوراب مشکی!
چادرمو گرفتم دستم دم در پوشیدم!سوت کشید گف بابابانوی سفید مشکی!
حق داره!اتاقمم سفید مشکیه!عاشق ابن ترکیبم به دلایل زیاد!
راه افتادیم.موبایلمو درآوردم نشونش دادم
گفت:اینه؟!چ خوش تیپه!
گوشیمو از دستش گرفتم نگاه کردم گفتم واقعا؟!گف عاره!انتظارداشتی چیز دیگه بشنوی؟!خوش تیپه دیگ!
گفتم ببین آخه تورو همه یه عیبی میذاری!مخصوصا به نظرم اصلا خوش تیپ نیست!
گفت ن بابا خوبه!حالا چندسالشه؟!
شونه انداختم بالا:هم سن خودت
برگشت طرفم بااون عینک آفتابی خلبانیش:چی؟!ینی ده سال بزرگتره ازت؟!
-اره خب چیه مگه؟
-فک میکنی میتونین همو درک کنین؟
-مگه منو تو نمیتونیم؟!
-چرا!
-میدونی تازه فهمیدم از نظر سیاسی همچی صفر صفرم نی..مذهبی هم هس..خب..زمینه داره..
-تو به شریک زندگیتم به عنوان یه سوژه واس کارفرهنگی سیاسی نگا میکنی؟!
- نه!ولی دوست دارم شریک زندگیم یه ادم فرهنگی سیاسی باشه
-پس چرا اینو انتخاب کردی؟!
-چون خیلی خوبه..خیلی خوب..خیلی..شبیه خودم..میگن دنبال یکی بگرد که کاملت کنه..ولی من دنبال خودمم تو وجود ملت..نمیدونم چ مرگمه.شاید هنوز به درک درست نرسیدم.دنبال یکی ام کهباهاش برم دنبال آرزوهام..تاخدا..
-من هیچوقت نفهمیدم اینارو..راستی بیاببین!عکس الهامه!دندوناشو لمینت کرده!
دیدمش.مادرزادی دندوناشون خراب بود الحمدلله!لمینت کرده بود
-میبینی چ حال به هم زن شده؟!شکل تو شده!
-زهرمار خاک تو سرت کنم!دلشم بخواد!تازه یه دندوناشو درست کرده دیگ!چال لپ که نداره،مژه هاشم از من کمتره،چشاشم ریز تره!!!اصنم شبیه نیس!
-وای باران حس بدیه عشقت شبیه خواهرزادت باشه!24 ساعت جلو چشممی!
-لیاقت نداری بدبخ!
از قالب حرفای جدی خارج و وارد شوخیای خواهربرادرانه یا دایی خواهرزادگانه شدیم!
میگفت ازبابت تو نگرانی ندارم!فوقش میندازیمت به همون پسرهمسایه!موندم الهامو نگیرم کی میگیرتش؟!
داشتن دایی خوبه!همیشه!دایی ای که من به خواهرش نمیگم و اونم به مامانم نمیگه چ حرفایی به هم میزنیم!
-هوی من الهامو زندایی صدا نمیکنما!
-تو منو دایی صدا نمیکنی!زندایی صداکنی اونو؟!
بعد شروع کرد باز حرفای جدی..راجب این اختلاف سنی دهساله..گفت که خیلی ایمان نداشته باشم به اینکه میتونم وابسته ش کنم!سرسخته!ولی خب..حرفای دیگه که نمیگمم گفتیم!
رسیدیم کتابخونه
رفت خونه ش و من اومدم به خونه ی آرامشم..اینجا
برچسب: برادر,برادران دالتون,برادران لاریجانی,برادران کوئن,برادرم خسرو,برادر از برادرش سیره,برادران گریمزبی,برادران امیدوار,برادران مارکس,برادران رشیدیان,
نویسنده: حامد زارعی