همچنین درس عشقم فیزیکو بخونم..من عاشق فیزیک بودم.میخواستم مهندسی هسته ای بخونم.خانوم جعفری تمام علاقه م به فیزیک رو خشکوند..آقای یارمحمدی شکوفاش کرد.این دفه شاید مهندسی هسته ای نخونم ولی دوستش دارم:)هم فیزیکو هم استاد♥
از ساعت 4 تا 12 شب تنهام.یه فیلم کره ای جدید شبکه نمایش نشون میده.از لباساشون خوشم میاد:)
فاضل نظری کار نداره من چ پستی میذارم!میلایکه فقط!دوستش دارم.هم خودشو هم شعراشو
حسن اومده ساوه.رفت پرچم آجرک الله یا صاحب الزمان رو زد در خونه شون:)مام پرچم یا حسین و یا عباس زدیم..یادم به اون روزی افتاد که براش یخ بردم:)
با بابا حرف زدم دیشب.راجب کارام.راجب مدرسه و بحثا.خشکش زد گفت فکر نمیکردم اینطوری باشی!جالب اینکه بابا هم اطلاعات زیادی داشت.بعدشم گفت کم کم 20 درصد به دلگرمیم اضافه شد..انگار دارم با پدرم آشنا میشم کم کم..
مامان گفت فلانجا شلوار لی های خوبی دیدم قیمت عالی،بیابریم بخریم.بابام گف چون دارن اجناس قاچاق رو جمع میکنن ارزون شده.پرسیدم مگه اونام قاچاقه؟گف آره..گفتم نمیام پس.گفت خب همه ی لی ها قاچاقه. بدون مکث گفتم دیگه لی نمیپوشم.مامان:توکه عاشق لی بودی..بعدم الان همه چی قاچاقه..بابا:من از تصمیمش حمایت میکنم..
دیشب فیلم کره ای دیدیم،خواهرم محو پسرقهرمان داستان!بعد فیلم شهدارو نشون داد،بابا گفت قهرمانای واقعی شهدا بودن..بحث پیش اومد گفتم برام جالبه،تو همین فیلمه کیم یوشین یه آدمه که خوبه عالیه فلان..تو امپراطور دریا یه آدم رذل هوسباز خشن خونریز بود..جفت فیلمارو اونا ساختن،میخوان تمام افرادشونو خوب جلوه بدن..حتی اگر شده توتاریخ دست ببرن..گفتم نحوه اداره حکومتاشون و نگاهشون به زنا برام جالبه.
بگذریم
پریروز تو ملاصدرا سرمو مثل آهو انداخته بودم بیرون راه میرفتم که با کله خوردم تو شیکم جناب یارو!برگشت گفت ببخشید!گفتم خواهش میکنم!
شکمش کور بوده دیگه!ندیده منو!خااااک
یگی از خنده وارفت!
رفتیم اسنک خوردیم با هم
نیلوفر-یاسمن-استادیارمحمدی-استاد-حاج آقا-خ طهماسبی-حسن-جناب یارو-آقای فلانی-بابا-معصومه و..
سارا گفت آدمایی که باید ببینم رو نمیبینم...
مجید گفت رفته براکارگرای ساختمون سخنرانی میکنه.پرسیدم چرا؟گفت این قشر جامعه هیچوقت وقت نمیکنن برن پیش یه روحانی سوال بپرسن،خب روحانی بره سراغ اینا..حرفش جالب بود.گفتم منم پی یه هم چین چیزیم.منتها بزرگتر.گفت شما همیشه دنبال رسیدن به آمال بزرگ بودی:)نگاه کردن به عنوان همسنگر..
جمعه ست..
برچسب: بی ربط به انگلیسی,
نویسنده: حامد زارعی