اول که خواهرش بود.الانم مامانم گیر داده بریم خاستگاری خودش برا حسن..وقتی خودش میگه نه،این مامان من شده کاسه داغ تر از آش که چرااا؟!دختر خوبیه که؟؟
اه اه اه..خدایا..یه کاری نکن از بهترین دوست دوران ابتداییم متنفر بشم...
کسی به روش نیاره خواهشا.خودشونم نمیدونن.بدونه ام ک کسی میدونه میپره به من ک چرا گفتی
هیچوقت اینقدر احساس نکرده بودم بهش علاقه دارم..حتی وقتی مامانم خواهر قلیچ رو پیشنهاد داد وقتی بود که هنوز علاقه ای بهش نداشتم..ولی الان نمیتونم به کس دیگه ای فکر کنم
شایدم دارم اشتباه میکنم..اه اه اه
یه نفر مزاحم تلفنی داره میشه چندوقت..تومدرسه 13 بار زنگ زده بود.تهشم پیام داده بود که بیا دم پنجره خونه تون اگر میخوای منو ببینی!!
ناموسا مدرسه بودم وگرنه یواشکی میرفتم!!!دلم میخواست حسن باشه..حسن باشه و بخواد منو امتحان کنه..
تو خونه ام وقتی خواب بودم 8 بار زنگیده بود با 5 تا پیام!ج دادم آقای محترم،نمیشناسمتون،اگر بار دیگه زنگ بزنید شماره تونو میدم پدرم..از چنین دخترایی نبودم و نیستم.برید دنبال تیکه خودتون
ج داد پس بای!فعلنم زنگ نزده..
دیوونه شدم که میخوام همه تو باشی..دلم میخواد شعر بگم
وقت نیست..
برچسب: قلیچ خانی,قليچ خانی,قلیچ خانی مداحی,قلیچ خانی فوتبالیست,قلیچ خانی فاطمیه,قلیچ خانی عطش,پرویز قلیچ خانی آرش,حمیدرضا قلیچ خانی,پرویز قلیچ خانی فوتبالیست,دکتر قلیچ خانی,
نویسنده: حامد زارعی