خرید بک لینک
قم مرا می خواند!

شهری که کلن توش آرامش دارم..

ملیکه مرا میخواند..

خیلی خوبه که قبل رفتن به عروسی میرم زیارت..

عروسیشونم مولودیه خداروشکر.

از همین الان"نمیدونم چی بپوشم"تازه یه چیزم اضافه شده!نمیدونم موهامو چطوری درست کنم!!!خخخخ

تصمیم گرفتم نه خیلی پرتجمل باشم ن خیلی ساده

خودم باشم.

وای جمشید و احمدم قراره بیان!محمودنمیاد همسرش باردارشدهعزیزدلم الهه ی مهربونم

عشقم اکرمم میاد!دخدر عمم:)

عروسیشون یه سالونیم پیش بود:)این روزا چقدر از خانوادم مینویسم!آدمایی ک کنارمن بعضیاشون واقعا باهام مهربونن.کاری که رفتارشون با بقیه ندارم،خودمو دارم میگم،مثلا داییام،پسرعمه هام جمشید و احمد(اشتباه نکنید احمدنامزد داره جمشیدم اصن تو تخیلات من نمیره!وزنه برداره به شدتتتتت هم باحاله!)پدربزرگ مادربزرگم.فاطمه دخترعمم.خب هستن دیگ!

جوادو دیدم!عبا انداخته بود رو دوشش!همون اول سنکوب کردم!بعد رفته بودیمتو حیاط،حالا حیاط پر از دارو درخت و گل و شکوفه حتی نور خورشید نمیرسه به ما!بعد جواد اومده میگه اینجا نشینید بیاید تو دید داره!!!

عاغا بقیه رفتن تو من واستادم آخر،بهش گفتم آقا جواد آدم باید خیلی حرفه ای باشه از اینجا دید بزنه!!!گف استغفرالله خواهر شوخی نکنید!!!گفتم عبا انداختید و...ان شاءالله حوزه قراره برید!؟گف ن خب لباس پیامبر و لباس رسمی ایرانیا بودن به هرحال..(خواهرش گف چندوقته دیگه کت شلوار نمیپوشه،هرجا میریم یامهمون میاد عبا!)اگر صلاح میدونید بفرماییدداخل الان فکرناجور میکنن.من:راستی ملیکا خانوم خوب هستن؟!؟!؟جواد(ملیکا دوست دختر ده ساله ش بوده!!!یعنی ده سال دوست دخترش بوده!بعد ازدواجیده)

بعد رفتیم داخل باز دوباره بحث شد،بحث سیاسی،بعد این یه ایده داد راجب یکی از سران سیاسی کشور،(علوم سیاسی خونده،خیلیم فعال سیاسیه)من گفتم وا شما که سکولارید این ایده چیه؟

جواد:من سکولار نیستم

من:هستید

جواد:نیستم

من:هستید

خخخخ!تهش گف باران خانوم شما همچنان میخواید فلسفه بخونید؟!من:بعله!جواد:به به کار بسیار خوبی میکنید!مگه قراره همه دکتر بشن ؟

چون خودش برخلاف میل خانوادش علوم سیاسی خونده ،داداشش که دوسال بزرگتره ازش الان چشم پزشکه نامزدم داره!

این هنوز کار نداره که بهر زن بگیره داره میترشه!خخخخ

آه دارم سعی میکنم یه کاری کنم عروسی امشب یادم بره!

برچسب: قمرة,قمر الدين,قمر,قمة العشرين,قمر خلف,قمرالملوک وزیری,قم,قمح,قمل,قمصان نوم, نویسنده: حامد زارعی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 7:27

صفحه بندی