رفتیم کنترل کولرو بگیریم،خ شادمان کنترلو آورد.استادآلاد:کنترلو بدید بچه ها دست به دست برسونن!
خ شادمان گوش نکرد خودش آورد.آلاد:اعتماد ندارید به بچه ها؟!بچه ها:استاد میبینید چ رفتاری میکنن!؟آلاد:البته حق دارن!پارسال یه بار دست به دست کردن تا برسه به من یه باتریشو بچه ها برداشته بودن!!!
*بارون بارید،بچه ها:استاد امروز ساوه مدارسو تعطیل کردن!!ما اومدیم چقد بدبختیم!استاد:خو میگفتین من نمیومدم!بچه ها:خو شماره تونو نداشتیم استاد!استاد:قرار بود طوفان بیاد امروز؟ما:بله!استاد:اگر گفتید چرا نیومد؟!
ما:|
استاد:چون من اومدم به شهرتون!رحمت خداوندگاری وارد شده!
یهو دیدین الان پدرمادرتون با پورش اومدن دنبالتون!گفتن دخترم صب پاشدم دیدم پراید به پورش تبدیل شده!اینا اثرات آقای الادگرانه!
داشت میرفت گف بچه ها حواستون باشه طوفان نبرتتون!ما:استاد تاوقتی شما ساوه این هیچی نمیشه!
استاد:ن من نفرینتون میکنم یهو دیدی دقیقا همونجایی که هستید یه گردباداومد بردتون!!!مثل قوم نوح!
من:استاد اون قوم موسی بود!
بچه ها:استاد کادو روز دانش آموز نمیدین؟!استاد:من عادت ندارم کادو کوچیک بدم،الان مثلا اگر بهتون ماشین بدم باباتون نمیگه از کجا آوردین!؟اصن استاده چیکاره ت بوده بهت کادو داده؟!کیمیا:استاد مهم نیست از کجا رسیده!مهم اینه که رسیده!!!
استاد:اصولا نسل بکَنی شدین!!
ملاصدرا پروژکتور و پرده و کلی امکانات فوق هوشمند گذاشته،استاد دیده میگه من جایی که عروسیمو گرفتم دقیقا همین امکاناتو داشت!!!بعد میگن ساوه محرومه!!!
برچسب:
نویسنده: حامد زارعی