حیاط خلوت باران بانو

متن مرتبط با «دوستان شرح پریشانی من» در سایت حیاط خلوت باران بانو نوشته شده است

دوستان

  • نیلوبلاگ

    سلام نیلوفربانو آرزو بانو اینا 4 تامخاطب سال دهمی وبلاگمن. راستش عجیب بود برام دیدنشون..چشمای یکی سبز بود!یکی قدش انقدر بلند بود که باید سرمو میگرفتم بالا حرف میزدم! بهم گفتن چقدر آرومی!قلمت خیلی تیزتر از خودته!راست میگن..ده دقه براشون از مخاطب شناسی حرف زدم.اینکه با هرکسی چطور میشه حرف زد کاش یا اینا یه خورده زودتر به دنیا میومدن یا من دیرتر..از اول دبیرستان دویدم دنبال گروه یاوران مهدی،علی رو که هرکاری کردم نیومد..یه جورایی انگار چیزی جز درس براش مهم نیست سارا هم درگیر مسائل دیگه ای شد.محدثه ام احساس میکنم دغدغه ی صرفه نه عمل..اینا احساساتمه ها.میتونن...

    ادامه مطلب
  • امروز دیوانه کننده ی من!

  • نیلوبلاگ

    دیشب تا 3 نصفه شب بیدار بودم! همشم فکر! راجب آینده و اتفاقاتی که افتاده.خودم میدونم اون یاروی ملاصدرایی بچه س و کلن شایدم داره منو بازی میده واس همینم بهش اهمیت نمیدم و ماجرای حسن و باز بابا دعوا کرد به خاطر روبرو شدن باهاش!خو تقصیر من نی که باهاش روبه رو میشم!!!الانم اومدم کتابخونه اینارو بهتون بگم! ساعت 3و نیم با بدبختی بخوابیدم(معمولا وقتی خوابم نمیگیره انقدر غلت میزنم که کمردرد میگیرم)بعد سه ساعتونیم خواب ساعت 7 پاشدم که برم کلاس مثلن!شیطان درونم میگف بگیر بخواب باو کی بره این همه را رو!هندسه پایه س دیگ بیخ شو و اینا!نشد!پاشدم آماده شم! یگانه دیروز گفت...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    دوستان خوب | دوستان قدیمی | دوستان شرح پریشانی | دوستان ناب | دوستان خوب مثل | دوستان خوب مثل ستاره اند | دوستان شرح پریشانی من | دوستاني دارم بهتر از |