حیاط خلوت باران بانو

متن مرتبط با «قدم زدن تنهایی» در سایت حیاط خلوت باران بانو نوشته شده است

تنهایی

  • نیلوبلاگ

    من از تنهایی میترسم از اینکه موجود زنده ای جز من الان تو خونه نیست.. صدای نفسی جز نفسای خودم نیست.. من از هیولای تاریکی میترسم من از خودم میترسم ...

    ادامه مطلب
  • قدم زدن

  • نیلوبلاگ

    قدم زدیم با هم! از پشت گوشی هایمان! بعد از درازکشیدن در آب داغ بعد از حدود 9 ساعت بیرون بودن!و بعد باز به بیرون زدن و در کمال تعجب تماس گرفت! او هم در پارک بود جواب دادم:چ زود! صدای همهمه می آمد.گفت پارک است و کلا دوست دارد اینجورجاها مکالمه کند! میخورد به اخلاقش! حرف زدیم..گفت میشود..گفتم واقعا!؟گفت آری! گفتم عجیب!اگر بشود که تمام مشکلات بنده حل میشود! گفت خدارا چه دیدی!شاید شدیم فرشته ی نجات شما! گفتم داغانم اندکی!پرسید چرا؟ گفتم حالم حال شاعریست که احساسش را در عقل ریخته باشد.. شعرم نمی آید حال بدم را چگونه بچکانم روی کاغذ؟یا حال خوبم را؟!طبع شعرم دارد خشک م...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    تنهایی لیلا | تنهایی من | تنهایی شعر | تنهایی یعنی | تنهایی عکس | تنهایی پر هیاهو | تنهاییم را دوست دارم | تنهایی شعر نو | تنهایی بهتر از | قدم زدن