
4 شنبه: رفتیم کنترل کولرو بگیریم،خ شادمان کنترلو آورد.استادآلاد:کنترلو بدید بچه ها دست به دست برسونن! خ شادمان گوش نکرد خودش آورد.آلاد:اعتماد ندارید به بچه ها؟!بچه ها:استاد میبینید چ رفتاری میکنن!؟آلاد:البته حق دارن!پارسال یه بار دست به دست کردن تا برسه به من یه باتریشو بچه ها برداشته بودن!!! *بارون بارید،بچه ها:استاد امروز ساوه مدارسو تعطیل کردن!!ما اومدیم چقد بدبختیم!استاد:خو میگفتین من نمیومدم!بچه ها:خو شماره تونو نداشتیم استاد!استاد:قرار بود طوفان بیاد امروز؟ما:بله!استاد:اگر گفتید چرا نیومد؟! ما:| استاد:چون من اومدم به شهرتون!رحمت خداوندگاری وارد ش...
ادامه مطلب
یه آدم پیدا شده غد تر از خودم صاف وامیسته تو چشمام میگه دهنتو ببند:| میگه باید فلان کارو بکنی میگم این ترس هست..میگه بچه هامون هستن میگم باشه ولی بیشتر از دوسال نه میگه شرط نذار،تاهروقت لازم باشه باید وایستی میگم این موضوع هست میگه با من بحث نکن..همینه ک هست. میگم آنفولانزای نیویورکی میگه کجایی عمو؟مال دوهزار سال پیشه:|بروز باش! پدرمو درآورده.. مهندسیم میکنه..یه چیزای جدیدی داره میگه..یه آرمان های تازه ریخته تو سرم جهانی فکر کن..داره منو از تو خودم درمیاره واقعا موضوع چیه؟مسئله چیه؟این آرمانها چیه؟این دنیای جدید که نباید راجبش بگم چیه؟ وای.. دیروز یگانه ...
ادامه مطلب
فهمیدم چرا امروز انقدر خسته ام.. اولین روز ابری پاییزه که بارون نمیاد.. دل هوا از صبح گرفته ولی نمیباره.. شاید خنده دار باشه!ولی ژنتیک من انگار به ابرا برمیگرده! پارسالم همینطور بود.. مثل گرگ که با کامل شدن ماه وحشی میشه باابری شدن هوا خسته میشم..تانباره راحت نمیشم.. ببار بارون..لطفا.....
ادامه مطلب
من از تنهایی میترسم از اینکه موجود زنده ای جز من الان تو خونه نیست.. صدای نفسی جز نفسای خودم نیست.. من از هیولای تاریکی میترسم من از خودم میترسم ...
ادامه مطلب
سلطان جهانم به چنین روز غلام است...
ادامه مطلب
رمزشو اسمس میکنم...
ادامه مطلب
نت درستید منتها یه حس عمیق بی حوصلگی در من هس که نت نمیام فک کنم از سرماخوردگی علی بیشعور به بنده سرایت فرموده! لامصب در حدی مریضه که کف کلاسمون سبز شده:| فرنیا بش میگه عاغا این دستمالارو هی هدر نکن!گره بزن به پنکه خشک بشه دوباره از همون استفاده کن! بچه م اقتصاد ریاضتیه جای مقاومتی!میگه من مانتو میخرم،پاره میشه میشه دم کن،بعد دستگیره،بعد دستمال سفره پاک کن،بعد دستمال سرماخوردگی،بعدم نخ دندون،بعدم تاسف ک چرا انداختمش دور!!! ریحانه ام که فک کنم تا الان بچه های مدرسه جدیدش خوردنش چیزی ازش باقی نمونده سارا در عجبم چطو یه رمانو یه شبه میخونی؟! دیروز با سروش...
ادامه مطلب
عنوان مطلب که قطعه ای از یک عاهنگ میباشد،نشان دهنده ی آن عست که بنده سرماخوردگی به مغزم رسیده!!! عاغو امروز رفتیم کلاس!آلادگران یه تیکه ب تیکه کلاماش اضافیده شده:دخترم!!! پروردگارا!این مرد چرا اینقدر خفنه عاخهههههه؟!چرا اینقد خوبه!؟امروز میگف میدونید که من کلا عاطفی نیستم!میخواستم بگم بعله استاد همین خاصتون فرموده! برعکس یارمحمدی که بسیار عاطفیه!اشعار معنوی و عرفانی سوزان گلشن رو میدوسته!3 تا بچه داره (3 تا دخدر!) و به ازدواج اعتقاد نداله!(د لامصب پس اون بچه هارو از یاهومسنجر دانلود کردی؟؟؟!هی من میخوام به روی خودم نیارما!فقط واس ما با ازدواج مخالفه!) یک...
ادامه مطلب
وقتی میگه بیا میرم! ولی چرا اذیتش نکنم؟!؟ ینی میشه هیچکس از دوستام نباشه؟! بار اوله که آرزو میکنم تنها باشم! دلیلش دوست داشتن نیست ! شیطنت بچه گانه ایه که دوست دارم سر برسه! 18 روز دیگه! پوف خیلی مونده ها! لامصب!...
ادامه مطلب
این آقایی که میبینید عشق بنده میباشد!!! خودشون خیلی کیفیت دارن اینکه کیفیت عکس زاغارته اصن مهم نیست! +پارسال به بچه های چهارم ملاصدرا بستنی داده!!!بعد یارمحمدی همچنان اعتقادداره استاد خسیس هسدن! ++پیج یارمحمدی رو پیداکردم!همون اولم گرخیدم!چرا گرخیدم!؟یه عکس از خودش گذاشته آواتار،بعد من یادم افتاد 60 تاتستشو نزدم و فردا امتشو دارم ،و دارم تو نت میچرخم! چنتا تیکه کلام: میخوام یه نکته بگم روووویاییی! این مسئله رو کسایی حل میکنن که یا شعورشون بالاست(شعور ریاضی!اون یکی شعورو من نمیدونم دارید یا نه تضمین نمیکنم!)یا معلمشون آقای آلادگرانه! دانش آموز منگل:))) قط...
ادامه مطلب
تعریف من از عشق همان بود که گفتم در بند کسی باش که در بند حسین است.. ...
ادامه مطلب