گل نرگس - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 7:55
ساعتت را به وقت گل نرگس تنظیم کن.. کتابی که 9 سال قبل خریدم.. و خوندنش الان شبیه معجزه بود..
یک ماه - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 10:13
یه ماه دیگه زنده ام... میخوام اندازه 18 سال دیگه تواین یه ماه نفس بکشم.. نفســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ و اندازه 18 سال... 18 سال تنهایی کتاب خوبی میشه! ینی این یه ماه آخرم تنها میمونم؟
. - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 12:58
دیوانگی - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 6:58
فقط یه نفر انقدر توانایی داره که جوری اعصاب منو بریزه به هم که قوی ترین قرصای مسکن هم نتونن دردشو بندازن اونم مادرمه واقعا سرمو کوبیدم به دیوار از درد
تومور - تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 9:59
خب! دیشب خیلی فکر کردم راستی سلام! و خیلیم حرف زدم از مطب که اومدیم قرصامو سرچیدم و فهمیدم چین خب به احتمال نود درصد من یه چیزی تو سرم دارم.حالا لخته خون میتونه باشه یا تومور چون تمامی علائمشو دارم. پتو رو کشیدم رو سرم یه ساعتونیم نان استاپ گریه کردم نگفتم وااای خدا چرا من!چون سوال مسخره ایه..چرا من...
برای زهرا - تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 9:58
رمزشو اسمس میکنم
قالیباف - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 7:42
قالیباف جان دارن یه فعالیتایی میکنن ها! هوم.. شاید بشه روحانی بشه میرگلوبیات ما شایدم قالیباف بشه میرگلوبیات.. و تو چه میدانی دکتر جلیلی چیست! +موضع من تو انتخابات مشخصه..دکترجلیلی نزدیک ترین فرد به گفتمان انقلابه.. اینستاگرامشونو بخونید
ما لنا له طاقه.. - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 7:41
اینکه بعضی وقتابعضی از ماها حس بدی بهمون دست میده،اذیت میشیم،چ میدونم..حس کم آوردگی میکنیممثلا تو راه هدفمون مجبوریم از یه چیزی بگذریم(هدف خدایی)و این گذشتنه اذیتمون میکنههی میگیم وای خدا بغض دارم!دارم میمیرم!فلان فسار!اینا به خاطر خدا نیست..به خاطر خدا ما اذیت نشدیم..به خاطر ضعف خودمونهضعف به خاطر ...
بیماری! - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 5:44
عفونت رسیده به چشم و گوشم! بعد در اثر قرصایی که میخورم معدمم داغون شده!هیچی که نمیشه خورد خیلیم میدرده! ینی یه همچین انسان باحالیم! ولی به روی خودم نمیارم! خداروشکر.. بابت همه ی چیزایی که دارم:) +اگر ناراحته،تقصیر خدا و مسیری که توش هست و غیره نیست.این فقط نشون دهنده ی اینه که ضعیفه..همش از ضعفه #قا...
مدرسه - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 5:44
هنوز تموم نشده ها! ولی دلم براش نصف شده! واسه مسخره بازیا..دیوونگیا..لپای فرنیا:) خیلی چیزا.. ولی خب.آینده در انتظار عست! +موزیک ویدئو حامد تو حلقم!
پدر - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 17:03
حس اینکه بگه:"برید باران رو بیارید!دلم برای پدرجون گفتناش تنگ شده" بعد یکم حرف زدن که مجبوره بره،برگرده،بفهمه ناراحت شدی،بگه نمیخواستم ناراحتت کنم:) بغلت کنه.. و تو اندازه ی 6 ماه دلتنگی بغلش زار زار گریه کنی.. و بگه: ما دختر اینطوری میخوایما! دوستتون دارم پدرجون..
ابراهیم - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 17:03
ابراهیم خان یادم هس گفته بودید نمیایدوووو! اون کلمه رو تو پست عمدن نوشتم جهت امتحانتون! بوی دماغ سوخته ی دروغگو میاد! جناب،هیچ کس ندونه ما میدونیم شما شدیدا علاف تشریف داری لطف کن نیا ما کنکور داریم آینده مونم مهم تر از پرداختن به خزعبلات شماس! کامنتاتون زین پس نخونده حذف میشه!
های - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 17:03
نت درستید منتها یه حس عمیق بی حوصلگی در من هس که نت نمیام فک کنم از سرماخوردگی علی بیشعور به بنده سرایت فرموده! لامصب در حدی مریضه که کف کلاسمون سبز شده:| فرنیا بش میگه عاغا این دستمالارو هی هدر نکن!گره بزن به پنکه خشک بشه دوباره از همون استفاده کن! بچه م اقتصاد ریاضتیه جای مقاومتی!میگه من مانتو میخ...
َشیمون پرز - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 17:03
کسی که میگفت:"اصلاح طلب ها سرمایه های اسرائیل در ایران هستند"مرد.. شیمون پرز امروز به درک واصل شد.. اتفاقات جدید و جالب دنیای امروز. همزمان با نت دار شدن من! نیامدن احمدی نژاد..باز احتمالا سرگردانی راستی ها.. شاید ظهور یک پدیده ی جدید انتخابات
برادر - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 10:47
اومد دنبالم شال و شلوار مشکی مانتو سفید مشکی گیره شال مشکی ساعت سفید مشکی کفش مشکی و جوراب مشکی! چادرمو گرفتم دستم دم در پوشیدم!سوت کشید گف بابابانوی سفید مشکی! حق داره!اتاقمم سفید مشکیه!عاشق ابن ترکیبم به دلایل زیاد! راه افتادیم.موبایلمو درآوردم نشونش دادم گفت:اینه؟!چ خوش تیپه! گوشیمو از دستش گرفتم...
لذت - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 10:47
لذت باهم آنلاین بودن خیلی است ها! +از بی اعتنایی بی زارم..
محدثه - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 10:47
رمزش رو برات پیامک میکنم یک سری پیج هارو خودم آنفالوکردم@مرسی از پیجایی که برام فالو کردی@
اسطوره - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 10:47
نمیدونم اسطوره چی داره که منی که یه رمانو دوبارنمیخونم دارم میخونمش دوباره همیشه فکر کردم دانیارم اما..راستش دیشب ذهنم به سمتی رفت که شایدم من شادابم.. اماشادابی که دانیار نداره.. میدونید لازمه ی شاداب بودن شادی بخشیدنه(زیاد فلسفه خوندم!)گر نبخشه ناقصه..و متاسفانه من دربهدر دنبال کسی بودم برای شریک ...
امروز دیوانه کننده ی من! - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 18:36
دیشب تا 3 نصفه شب بیدار بودم! همشم فکر! راجب آینده و اتفاقاتی که افتاده.خودم میدونم اون یاروی ملاصدرایی بچه س و کلن شایدم داره منو بازی میده واس همینم بهش اهمیت نمیدم و ماجرای حسن و باز بابا دعوا کرد به خاطر روبرو شدن باهاش!خو تقصیر من نی که باهاش روبه رو میشم!!!الانم اومدم کتابخونه اینارو بهتون بگم...
کشف! - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 18:36
عاغا شهریار و مهدیار!!!!!!!!!!!!! چ قشنگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ!

برچسب‌های مرتبط

کاکائو چیست | کاکائو و کم خونی | کاکائو تلخ | گذشته teach | گذشته کامل | شادی و غم | شادی و غمی که | شادی و غم در | آقای حکایتی | آقای هالو