حیاط خلوت باران بانو

متن مرتبط با «4 روز سگی» در سایت حیاط خلوت باران بانو نوشته شده است

استاد آلاد،امروز:)

  • نیلوبلاگ

    سلام علیکم! آقا رفتیم سرکلاس استادی متفاوت دیدیم! ریش گذاشته بود برخلاف همیشه،یه پلیور مشکی،شلوار کتون مشکی،نیم بوت مشکی،زیرپلیورم یه لباس آبی یقه دار خلاصه ملت هی میخواستن نگاه نکنن نمیشد!خدا این چشمای پاکو از ما نگیره! زنگ اول که ما ریاضیا بودیم عین خر درس میخوندیم،مجانب بود بحثمون،سنگین بود منم نشسته بودم دقیقا کنارش هی چرتو پرت میگفتم!بحث سنگین بود خو! بعد اومدم بیرون برااستراحت،نیم مین نکشید استاد گفت برید تو انتراک تمومه! من:وا!استاد:والا!من:استاد تازه اومدیم بیرونا استاد:اشتباه کردنیا!باید همون تو میموندید اصن!بعد وایستادم مثلا به شرط ادب که اون بره تو،برگشته میگه خوب امروز جلو نشستی چرتو پرت میگیا!من:عه استاد همه شو که غلط نگفتم!خودتون گفتید ذهن خوبی داری آفرین!استاد:نه بابا در حددود...

    ادامه مطلب
  • استاد و ناراحتی امروزشون

  • نیلوبلاگ

    امروز رفتیم ملاصدرا،منو زکیه و یگانه بالابودیم.استاد اومد سلام کردیمو اینا رفت. بعد تایم کلاس شد گفت بچه ها بیاید بریم،یگانه مریض بود ماسک زده بود استاد میگه چرا شکل راهزنا شدی!!اینو دربیار فلان!یگی:استاد رعایت حال بارانو کردم!!!استاد رو به زهرا:توچرا داری گریه میکنی؟!زهرا:گریه نمیکنم استاد!استاد:چرا داری به چشات فشار میاری!من:نه بابا استاد لنزشه! استاد:عهههه واقعا؟!بابا من دهاتیم لنز و اینا نمیدونم چیه ک!رفت پایین از پله ها مام پشتش برگشت گفت ما فقط تلسکوپمون لنز داره!!اینا چقد باکلاسن!من:استاد ما دوربین موبایلمو لنز داره!! خلاصه زنگ اول عادی گذشت ما دیدیم زنگ دوم استاد عوض شد..اصلا سنگین و ناراحت.. خیلی داغون..زنگ تفریح دوم رفتم ازشون سوال بپرسم،خیلی سرد باهام برخورد کرد.انگار نه انگار بار...

    ادامه مطلب
  • با استاد4♥

  • نیلوبلاگ

    داشت درس میداد بعد یکی از بچه هاسرشو گذاشته بود رو شونه ی اون یکی رفته بود تو بحر درس! استاد:الو!؟هوی!تو چرا اینقدر با حسرت به اینا نگاه میکنی! بعد برگشت دوباره به تخته نگاه کرد گف:اینجور که تو نگاه میکنی من شک کردم!گفتم نکنه صحنه ای تو کاره!اینا جسمای جزوه منن یا اشتباهی چیز دیگه ای کشیدم!!!مردیم از خنده! بعد گفت مثالهایی که من اینجا میزنم رسما با پسرونه فرق داره!اونجا کاملا واضح میگم!(رسما حرف خاک بر سری میزنه!)طرف بعد 15 سال میگه یادته استاد اینو گفتی؟!میگم نع!والا!سحر:ولی استاد شما بعد 15 سال منو یادتون نمیره!(قضیه رفتن جلو کولرش!خیلی تپله،به تنهایی جلوی...

    ادامه مطلب
  • امروز دیوانه کننده ی من!

  • نیلوبلاگ

    دیشب تا 3 نصفه شب بیدار بودم! همشم فکر! راجب آینده و اتفاقاتی که افتاده.خودم میدونم اون یاروی ملاصدرایی بچه س و کلن شایدم داره منو بازی میده واس همینم بهش اهمیت نمیدم و ماجرای حسن و باز بابا دعوا کرد به خاطر روبرو شدن باهاش!خو تقصیر من نی که باهاش روبه رو میشم!!!الانم اومدم کتابخونه اینارو بهتون بگم! ساعت 3و نیم با بدبختی بخوابیدم(معمولا وقتی خوابم نمیگیره انقدر غلت میزنم که کمردرد میگیرم)بعد سه ساعتونیم خواب ساعت 7 پاشدم که برم کلاس مثلن!شیطان درونم میگف بگیر بخواب باو کی بره این همه را رو!هندسه پایه س دیگ بیخ شو و اینا!نشد!پاشدم آماده شم! یگانه دیروز گفت...

    ادامه مطلب
  • امروز امروز،امروز مث دیروز!باید کاری کنی زندگی بهتر بشه هرروز!

  • نیلوبلاگ

    عنوان مطلب که قطعه ای از یک عاهنگ میباشد،نشان دهنده ی آن عست که بنده سرماخوردگی به مغزم رسیده!!! عاغو امروز رفتیم کلاس!آلادگران یه تیکه ب تیکه کلاماش اضافیده شده:دخترم!!! پروردگارا!این مرد چرا اینقدر خفنه عاخهههههه؟!چرا اینقد خوبه!؟امروز میگف میدونید که من کلا عاطفی نیستم!میخواستم بگم بعله استاد همین خاصتون فرموده! برعکس یارمحمدی که بسیار عاطفیه!اشعار معنوی و عرفانی سوزان گلشن رو میدوسته!3 تا بچه داره (3 تا دخدر!) و به ازدواج اعتقاد نداله!(د لامصب پس اون بچه هارو از یاهومسنجر دانلود کردی؟؟؟!هی من میخوام به روی خودم نیارما!فقط واس ما با ازدواج مخالفه!) یک...

    ادامه مطلب
  • روز سگی

  • نیلوبلاگ

    بیخیال بیخیال بیخیال. شهرزاد میگف،میگذره این شب باز میشه این در صبر داشته باش.....

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    روز سگی | چهار روز سگی | روز های سگی | فیلم روز سگی | یک روز سگی | 4 روز سگی | رمان چهار روز سگی | دانلود فیلم روز سگی | رمان ۴ روز سگی | دانلود بازی روز سگی